گدایی عشق

خواستم هرچه را که بوی تو میداد بسوزانم ؛ جانم آتش گرفت !



تازگی ها خیلی چیزا رو یاد گرفتم....

 

معلم خیلی خوبی بودی برام!

 

یادم دادی چطوری دروغ بگم

 

چطوری دل بکنم.چطوری دل بشکنم

 

بی انصاف تازه میفهمم چقدر به سادگیم میخندیدی...



 

نوشته شده در دوشنبه سوم تیر 1392ساعت 13:57 توسط تنها|

یکی بود یکی نبود اونکه بود تو بودی
 
 و اونکه تو قلب تو نبود من بودم 
 
یکی خواست یکی نخواست
 
اونکه خواست تو بودی و او که

جز تو کسی رو نخواست من بودم

 یکی داشت یکی نداشت

اون که داشت تو بودی

 و اون که غیر از تو هیچ کسی رو نداشت من بودم

 یکی گفت یکی نگفت

 اونی که گفت تو بودی

و اونی که جز تو به هیچ کس دوستت دارم رو نگفت من بودم

اخرش من موندم

و یه دنیا غصه و تو رفتی با یه دنیا خاطره .


 

نوشته شده در دوشنبه بیست و هفتم خرداد 1392ساعت 18:24 توسط تنها|

 

کاش ...

کاش آنقدر معرفت داشتی که درد پنهان شده در لبخندم را می فهمیدی...

کاش آنقدر معرفت داشتی که عشق پنهان شده در خشمم را می فهمیدی...

کاش آنقدر معرفت داشتی که بغض پنهان شده در سکوتم را می فهمیدی...

کاش معنای حقیقی سکوتم را می فهمیدی، آن لحظه که غم هایم را در وجودم خفه می کردم...

کاش که درکم می کردی... کاش می فهمیدی مرا...
 
 
 
یاعلی مدد
نوشته شده در یکشنبه نوزدهم خرداد 1392ساعت 22:45 توسط تنها|

 

الهی وربی من لی غیرک

 

خدایا تورو قسم میدم به عزیزان درگاهت با من باش

منو تها نذار

احوالت رو ازکسی پرسیدم .کسی که آدم حسابی بود.گفتم تورو میخوام

جواب رد داد

گفت رسیدن به خدا کار تونیست

گفتم چرا؟

گفت تو برو کار خونه کن

کهنه بچه بشور

غذا درست کن

جوری رفتار کن که بقیه از تو راضی باشن.

گفت زیاده خواه نباش

قسم خوردم زیاده خواه نیستم

خدایا یعنی دوس داشتی منو تو عذاب بندازی زن افریدی؟

چون من زن شدم وبقیه جریانات زندگی رو به خواست پدر ومادر انجام دادم باید باعث

بشه به تو نرسم؟

البته اون جریانات زندگی چیزهایی بوده که تو میپسندیدی .گناه نبوده

معبودم من تورو میخوام

توروبه عزیزان درگاهت قسم میدم منو مثل بقیه دور ننداز

عشقم تو اگه اینجوری دوس داری ،اینجوری راحتتری، منو خواروخفیف ببینی هر کاری

 دوس داری بامن بکن

یاعلی

درخدمتم

اوج عشق من تویی

من دوس دارم اون جوری که تودوس داری باشم

تاوقتی چشمت به من میافته شاد بشی وبخندی

عزیزم من خندهات رو دوس دارم

من دوس دارم اون جوری تو دنیا باشم که تو لذت ببری

اگه دوس داری سختی بکشم چشم، نور چشمم

اما ندار من ،بنده تو خجالت زده بنده هات بشم

میمیرم برات

اگه دوس داری منوبزن اگه لذت میبری از زدنم

غلط میکنم بگم چرا

من میدونم دلت نمیاد بامن کاری کنی که به صلاحم نباشه

خدااااااااااااااااااااااااااااااااااز خود بینی وتکبر به تو پناه میبرم

فقط یه چیزی معبودم ظرفیتش رو خودت به من بده جلو فرشته هات کم نیارم

کمکم کن

میترسم به خاطر من پیش فرشته هات شرمسار بشی

مواظب خودت باش

دوستت دارم

جوووووووووووووون من، لیاقت عاشق شدن ،سجده خالصانه،مردن فقط برای خودت روبه من بده

حقیرتم

کوچیکم

تنهام نذار

یاعلی

 

 تقدیم باحترام وبا دل شکسته به آسید مجید شهیدم.

شهادتت مبارکت.

یاعلی

نوشته شده در جمعه دهم خرداد 1392ساعت 15:22 توسط تنها|

 

خداوندا ، جای سوره ای به نام "عشق" در قرآن تو خالیست ، که اینگونه آغاز

 شود :

 و قسم به روزی که دلت را میشکنند و جز خدایت مرهمی نخواهی یافت .

 

تقدیم به آسید مجیدشهیدم

آرزوی بهترینها برای بهترینم 

نوشته شده در دوشنبه ششم خرداد 1392ساعت 15:14 توسط تنها|

 

روز مـــرگـــم در آخــریـن نـفـسم ...فـــقط یــک چــیـز بــه او

 

 خــواهــم گــفـت :


اونـــــــطوری نـــه ! اینـــطوری میـــرَن !!

 

تقدیم به آسید مجید شهیدم

نوشته شده در یکشنبه پنجم خرداد 1392ساعت 17:30 توسط تنها|


آدمك آخردنياست بخند.

آدمك مرگ همين جاست بخند.

آن خدايي كه بزرگش خواندي!

به خدامثل توتنهاست بخند...


  

 

باتقدیم احترام برای آسید مجید شهیدم

ارزوی بهترینها برای آسید مجید شهیدم

نوشته شده در شنبه چهارم خرداد 1392ساعت 16:23 توسط تنها|

سرچشمه ی عشق با علی آمده است

گل کرده بهشت تا علی آمده است

شد کعبه حرمخانه میلاد علی(ع)

کز کعبه صدای یا علی آمده است

میلاد حضرت علی (ع) و روز مرد مبارک...

 

با احترام  تقدیم به آسید مجید شهیدم

باآرزوی شفاعت

 

نوشته شده در پنجشنبه دوم خرداد 1392ساعت 16:10 توسط تنها|

  

تو که قصد جدائی کرده بودی  خیال بی وفائی کرده بودی

چرا با این دل خوش باور من زمانی آشنائی کرده بودی . . .

 

با تقدیم احترام برای آرام دل

آسید مجید شهیدم

نوشته شده در چهارشنبه یکم خرداد 1392ساعت 15:55 توسط تنها|

مگر غیر از وفا از من چه سر زد

که دل را بی وفا خواندی و رفتی

مگرغیراز نگاهت به چشمانم که درزد

که از ناز چشم خود ازدل گرفتی

. . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .

قلبم گرفت عزیزم از بس که بی وفایی

تنگ غروب گم شد الماس آشنایی

خواستی ردم کنی تو یک جوری که نفهمم

یک لحظه باورم شد که چقدر بی وفایی

 

 با احترام به بنده عزیز ودوست داشتنیه پروردگارم

آسید مجید شهیدم

نوشته شده در سه شنبه سی و یکم اردیبهشت 1392ساعت 21:29 توسط تنها|


آخرين مطالب
» معلم
» توبودی........
» کاش.........
» التماس معبود
» عشق
» روز مرگ
» تنهایی
» یاعلی
» جدایی
» امان از بی وفایی

Design By : Pichak